کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی نشر نیلوفر و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

اسطوره سیزیف

نسخه الکترونیک کتاب اسطوره سیزیف به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

🔶🔸 با وارد کردن کد تخفیف book می‌توانید این کتاب را با 30٪ تخفیف خریداری کنید. 🔸🔶
اسطوره سیزیف پژوهشی فلسفی است که آلبر کامو،نویسنده و اندیشمند فرانسوی در ۱۹۴۲ منتشر کرد. رمان مشهور او بیگانه نیز در همین سال انتشار یافت. این دو اثر از نظر درون مایه بسیار به یکدیگر نزدیکند هرچند شکل متفاوتی دارند یکی جستار است و دیگری رمان. کامو سپس در سال ۱۹۵۱ با نوشتن عصیانگر به این مبحث گسترش بیشتری داد و آن را کامل کرد. به نظر او عصیان از آن رو که خرد آدمی را به ستیز با پوچی وا می دارد بدان بعدی واقعی می بخشد و بنابراین می تواند راه حلی برای پوچی باشد. کامو در جایی درباره مجموعه آثار خود و اندیشه ای که در آنها دنبال کرده است چنین توضیح می دهد، نخست می خواستم انکار را بیان کنم و آن را در سه قالب نشان دادم به صورا رمان (بیگانه) به شکل نمایشنامه (کالیگولا و سوء تفاهم) و در قالب ایدئولوژی (سیزیف) همچنین برای اندیشه ایجابی سه قالب در نظر گرفتم رمان طاعون نمایشنامه شهربندان و راستان ایدئولوژی عصیانگر دسته سومی را نیز با درون مایه عشق پیش بینی کرده بودم. سخن کامو چه در بیگانه و چه در اسطوره سیزیف این است که پوچی در اصل چیزی جز جدایی نیست و آن نه از وجود آدمی سرچشمه می گیرد و نه از جهان پوچی زاده برخورد این دو با هم است.

  • دسته بندی: فلسفه
  • ناشر: نشر نیلوفر - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 1 مگابایت - تعداد صفحات : ۱۷۵ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب اسطوره سیزیف در فیدیبو

۲۵،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۵،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

-فلسفه ى پوچ گرایى (ابزوردیسم) به دنیا میایم، اولاش خوب میگذره، بازى و تفریح و خنده، همه چیم واسمون فراهمه. مدرسه ها شروع میشه و به همراه اون سختى ها، اولویت با تحصیله. میخونیم و میخونیم و میخونیم؛ بعدش میریم سر کار(ایشالا!)، کار و کار و کار تا یه پولى در بیاریم و اموراتمون بگذره.بعد ازدواجه و پس انداختن بچه هاى قد و نیم قد. زمان مى گذره و پا به سن میذاریم. بازنشستگى و ناتوانى رو پیش رو داریم. زندگى میفته رو شیب. انتهاى شیب فقط یک چیزه که انتظارمون رو میکشه. در واقع از همون وقتى که نطفمون بسته شد، اون چیز منتظر ما بود. شایدم ما منتظرش بودیم بدون اینکه بدونیم، چون اون هر لحظه از زندگى میتونست بیاد سراغمون. و اون چیز مرگ و نیستیه. ‏-دیوار میدونم روال زندگى خیلى از ماها این جورى که تعریف کردم نیست؛ولى مسئله هم این نیست.قضیه اینه که در هر کدوم از لحظه هاى زندگى (البته بیشتر تو بزرگسالى!) فرد ممکنه "آگاه" بشه؛آگاه ازینکه تو یک دور باطل گیر افتاده و چه تو زندگیش موفق باشه و چه شکست خورده، فرجام کار، مرگه. پس اون شخص لحظه اى از خودش میپرسه "خب تهش که چى؟، هدف ازین همه تحمل و رنج کشیدن( و اون لا به لا یکمى هم لذت بردن) چیه؟" انسان سوال میپرسه و جوابى نمیشنوه؛ اینجاست که به دیوار پوچ برمیخوره. در حقیقت، نه انسان به تنهایى پوچه و نه زندگى به تنهایى، پوچى هنگامى پدیدار میشود که انسان از زندگى سوال میپرسد و جواب "معقول و منطقى" نمیگیرد.در واقع، ما زودتر ازینکه به زندگى فکر کنیم، به آن عادت میکنیم. اما لحظه اى که سوال پرسیده شود، ذهن متوجه این عادت مضحک و همینطور ناکارآمدى و محدودیت "خود" در پاسخ دادن مى شود. -‏گزینه هاى روى میز احتمالا کسانى هستند که در برابر پوچى مقاوم اند و کسانى که شاید هیچ وقت به لحظه ى "آگاهى" نرسند. اما مابقى، احتمالا دو مسیر را براى فرار از پوچى پیش مى گیرند: خودکشى و امید. مسئله این است که آیا زندگى با وجود رنجش و پوچى اى که براى ما به همراه دارد، ارزش زیستن را دارد یا نه. اصولا خودکشى راه حل مناسبى نیست. شما در زندگى، در ماراتنى مى دوید که رقیبتان پوچى ست و همواره پیروز است. خودکشى، شما را بر او پیروز نمى کند. او همیشه هست. خودکشى به منزله ى رهایى از پوچى نیز نیست. ما براى خلاص شدن از رنج و سختى و رسیدن به آسودگى، خودکشى مى کنیم؛ در حالى که بعد از مرگ، اصلا وجود نداریم که بخواهیم "رهایى" و "آسودگى" را تجربه کنیم، و این صرفا توهم خودکشى ست که مجازا ما را به این احساسات مى رساند. شاید امید راه چاره باشد؛ امید به جهانى دیگر که زندگى در آن ابدیست. جایى که نه رنجى در کار هست، نه بیمارى، نه کثیفى و نه حتى خستگى و خوابى!؛ و احتمالا هنگامى که بر تختى آرمیده اید و در حالى که با مردان یا زنان زیباروى، احاطه شده اید، مدام و پیوسته از شما با غذا و میوه پذیرایى مى شود و درختانى که از جانب آنها، رودهاى چهارگانه جریان دارد، براى راحتى شما در چیدن میوه، خود را خم مى کنند. جذاب است! اما انسان ممکن است دوباره "آگاه" شود و بپرسد "مگر ممکن است؟ آیا این مکان واقعى و اثبات پذیر است؟" و اینجاست که دوباره جوابى نمیشنود و پوچى، خود را نمایان مى کند. شاید هم بپرسد که "اصلا هدف از زندگى جاودانه و این همه خوشى و لذت بى پایان چیست؟ آیا جاودانگى، خود جلوه ى دیگرى از بى معنایى و پوچى نیست؟"...چطور مى شود براى فرار از پوچى، به پوچى دیگرى متوسل شویم؟ -‏پوچ، اما لذت بخش سیزیف کسى بود که حسابى کار و کاسبى خدایان رو در هم ریخت و دربرابرشون نافرمانى کرد؛ خدایان عظیم الشأن هم واسه اینکه حسابى تنبیهش کنن اون رو به کارى پوچ محکوم کردن. قرار شد که سیزیف تخته سنگى رو تا قله ى کوهى بالا ببره اما وقتى به قله مى رسید، سنگ قِل مى خورد و مى رسید به نقطه ى اولش و دوباره باید این کار رو تکرار مى کرد، تا ابد!آشناست نه؟ این همان حال و روز "آدم" است که با خوردن میوه ى ممنوعه نافرمانى کرد و خداوند، براى مجازاتش، او را به زمین و آن زندگى پوچ و نکبت بارش تبعید کرد. هر گاه سیزیف به نوک قله میرسد، و به محض اینکه سنگ شروع به بازگشت به نقطه ى اولش مى کند، سیزیف درنگ مى کند و به "آگاهى" از پوچى عملش مى رسد. در آن لحظه احتمالا افکار زیادى از ذهنش بگذرد که همانا خودکشى یکى از آنهاست؛ اما در عوض او چه مى کند؟ او طغیان مى کند؛ "آگاهانه" پوچ را انتخاب مى کند و شادان به سوى سنگ باز مى گردد. خدایان او را بیچاره، ناتوان و پشیمان از نافرمانى اش مى خواستند در حالیکه او با شادى، سرنوشتش را قبول مى کند و آن را از چنگ هر قدرت برترى در میاورد و از آن خود مى کند. سیزیف، همان ابر انسان نیچه ست که در مواجهه با بازگشت جاویدان، آن را مى پذیرد و عشق به سرنوشت (amor fati) را به جاى مى آورد و به زندگى، "آرى" مى گوید. ‏ "علیرغم این همه کارهای سخت و رنج آور، سن زیاد و اصالت روحم مرا به این نتیجه می رساند که همه چیز خوب است!” -اودیپ
در 4 هفته پیش توسط soheil