کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی نشر بان و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

سورمه‌سرا

نسخه الکترونیک کتاب سورمه‌سرا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

من، شما و تمام آدم‌هایی که می‌شناسیم و نمی‌شناسیم در زندگی چیزهای با ارزشی را از دست داده‌ایم؛ گاهی با ارزش‌ترین چیزمان را. این چیزهای با ارزش بعدِ از دست رفتن به کجا می‌روند؟ به جایی به نام سورمه‌سرا. سه سال پیش همسرم را از دست دادم یعنی سه سال پیش همسرم خودش را کشت. حالا بعد از سه سال نامه‌ای از او به دستم رسیده است. خط و ربط خودش است و نامه را همین دیشب یا پریشب نوشته است. روی پاکت نامه مهر اداره پست سورمه سرا است. می‌خواهم تا سرمه سرا بروم و ببینم که چه جور جایی است؟ اگر شما هم ارزشمندترین چیز زندگیتان را از دست داده‌اید، شال و کلاه کنید با هم برویم.

  • دسته بندی: داستان کوتاه
  • ناشر: نشر بان - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 0.65 مگابایت - تعداد صفحات : ۱۱۵ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب سورمه‌سرا در فیدیبو

۲۶،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۶،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

عالی بود! عالی!
در 2 هفته پیش توسط هدیه مدنی
خیلی خاص نبود اونقدری که ازش تعریف شده بود ولی جمله قشنگی داشت و اونکه اگر انگیزه یا هدفی یا دلبستگی ای نداشته باشی با مرده فرقی نداری.
در 3 هفته پیش توسط زهره ..
جالبه...یعنی یجورایی پر از وَهم هست.. هیجان داره اما هیجانش پر از دلهره ی جاهایی هم اعصاب خرد کن بود😐 اما دوستش داشتم‌. مخصوصا قسمتی که عزیز باغبون داستان حسن بی زن رو میگه یااون تکه رو که در مورد غفور میگه من باور کردم که غفور تبدیل شده به گرگ دمتونگرم اقای خانلری دمت گرم فیدیبو
در 3 هفته پیش توسط فائزه برازش
🌸 بریده هایی از کتاب 🌸 📔آدم بـدون مـیـراث خـور یـه خـاطـره ی بـی نـمـکـه،  یـه حـرف نـشـنـیـدنـی کـه  صـاحـبـش رو از سـکـه مـی انـدازه.📔 📔تنهایی به آدم یاد می دهد دروغ های بی دلیل را شبیه به حرف راست بگوید.📔
در 2 ماه پیش توسط امیرحسین آل عوض
رامبد خانلری در مورد سورمه سرا می گوید : عادت‌کردن به اینکه اتفاق‌های همیشگی جور دیگری بیفتند، برای من سخت است. دو شب بعد از ازدواج جای اینکه به خانه‌ خودم بروم اشتباهی رفتم خانه پدرم. مرتبه قبلی که این اتفاق افتاد اشکم درآمد. چهل روز بود که مادرم عمرش را داده بود به شما، یعنی چند روزی هم از چهلم گذشته بود. روی تختم لمیده بودم و کتاب «زنانه نیست» را می‌خواندم. ناگهان بدون اینکه فکر کنم، کتاب را بستم و رفتم به سمت آشپزخانه که از مادرم بپرسم برای شام چه غذایی پخته است؟ به آشپزخانه که رسیدم شستم خبردار شد که ماجرا از چه قرار است. پیش از اینکه فهمم جا بیفتد مادرم برای همیشه رفته است، با خودم خیال کردم که صدای مادرم را از داخل آشپزخانه می‌شنوم. همان لحظه گیج‌وگولِ‌بودن و نبودن مادرم، شد «سورمه‌سرا». «سورمه‌سرا» را برای خودم نوشتم که عزیز از دست‌داده‌ام. برای شما نوشتم که عزیز از دست داده‌اید. اگر مدت‌هاست از مهم‌ترین آدم‌های زندگی‌تان بی‌خبر هستید به «سورمه‌سرا» سری بزنید. حتما آنجا خط و خبری از آنها خواهید یافت. بلیت رفتن به سورمه‌سرا همین کتاب من است. در همین چهار ماهی که از انتشار کتاب می‌گذرد دوستان زیادی با من از «سورمه‌سرا» گفته‌اند. روایت بعضی از آنها از روایت من جالب‌تر بود. از همه جالب‌ترش خانمی بود که مشاورش خواندن «سورمه‌سرا» را به او توصیه کرده تا بتواند کمی با مرگ‌هراسی‌اش کنار بیاید. من به بهانه «سورمه‌سرا» دوستان زیادی پیدا کرده‌ام. دوستان زیادی که از پدرشان، از مادرشان، از همسرشان یا از صمیمی‌ترین دوستشان خبر گرفته‌اند درحالی که سال‌ها از آنها بی‌خبر بودند و آرزو می‌کردند که شبی برای چند ثانیه به خوابشان بیایند و از خودشان خبری بدهند. برای اینکه کتاب را بنویسم یک سال و نیم «سورمه‌سرا» در سرم بود، یک سال و نیم در سورمه‌سرا زندگی کردم تا همین چند صفحه را بنویسم. من وجب به وجب آنجا را می‌شناسم. بوی تُرش هوایش را، آدم‌هایش را، سرمای سر شب و گرمای سر ظهرش را. برایم جالب است که بیشتر آنهایی که «سورمه‌سرا» را خواندند، آنجا را همان‌جوری توصیف کردند که در ذهن من بود. راوی داستان خود من هستم و بیشتر آدم‌های سورمه‌سرا را از نزدیک می‌شناسم. هر کسی سورمه‌سرای خودش را دارد، این سورمه‌سرای من است، شما هم سورمه‌سرای خودتان را پیدا کنید. اگر «سورمه‌سرا» را خواندید و خوشتان آمد حق با شماست، اگر خواندید و خوشتان نیامد، باز هم حق با شماست. روزنامه آرمان - کد خبر: ۲۱۹۹۴۰ | تاریخ : ۱۳۹۷/۲/۱۵ - شماره:۳۵۹۳
در 2 ماه پیش توسط امیرحسین آل عوض