کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

هرس

نسخه الکترونیک کتاب هرس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

مرعشی در این رمان فضا و داستانی متفاوت نسبت به رمان قبلی‌اش دارد.
او با انتخاب جنوب ایران به عنوان محل رویداد و همچنین سالهای بعد از جنگ بخشی از مهم‌ترین تاریخ معاصر ایران را به تصویر کشیده است.
قلم توانا،‌ توصیفات دقیق و جزئی پردازانه و شخصیت پردازی همدلی برانگیز نویسنده، از نقاط برجسته این رمان هستند.
به نظر بعید می‌رسد خواننده‌ای این کتاب را تمام نکرده زمین بگذارد!
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
«جوان دماغه‌ی بَلَم را نگه داشت. رسول مهزیار را بغل کرد و نشست. آب زیر بَلَم تکان خورد و نقش نی‌های رویش خط‌خطی شد. بَلَم روی آب سُستی عجیبی داشت. امن بود و نبود. تا دَمَر شدن کج می‌شد و برمی‌گشت سر‌جایش. مهزیار چسبیده بود به گردن رسول. جوان سوار شد و چوب را فشار داد کف هور. بَلَم که راه افتاد و روستا را رد کرد و رسید به تونلی از نی‌های بلند، ترس بچه ریخت. آرام از بغل رسول پایین آمد. یک دستش توی دست رسول بود و دست دیگرش به لبه‌ی بَلَم و خیره شده بود به هور. زور آفتاب افتاده بود و از روی آب باد خنکِ بی‌جانی بلند می‌شد. سقف نئین کنار رفته بود و دیواره‌ها از هم دور و به‌هم نزدیک می‌شدند. گاهی گاومیشی عظیم از آب بیرون می‌آمد و موجی که می‌ساخت قایق را آرام، مثل گهواره، تاب می‌داد. گاومیش‌ها زمینی نبودند. اندازه‌شان با جانوران این دنیا نمی‌خواند. از افسانه‌ها آمده بودند. ماهی‌ها هم روی آب می‌آمدند، ماهی‌های بزرگِ سیاه و نقره‌ای. و پرنده‌ها تا لب آب، درست لب آب، پایین می‌آمدند و دور ماهی‌ها می‌چرخیدند. لای نی‌ها پُر از سنجاقک‌های رنگیِ براق بود. سنجاقک‌ها از روی نی‌های این‌طرفِ آب به آن‌طرف می‌رفتند و بالای بَلَم تاق‌نصرت می‌بستند. مهزیار نمی‌دانست کدام را نگاه کند؛ پرنده‌ها یا ماهی‌ها یا سنجاقک‌ها. دستش را دراز کرد.
«ماهیه نازش کنم بابا؟»

  • دسته بندی: داستان ایرانی ، ادبیات
  • ناشر: نشر چشمه - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 1.67 مگابایت - تعداد صفحات : ۱۸۵ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب هرس در فیدیبو

۲۵،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۵،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

کتاب خیلی غمگینی بود. یعنی به جز موضوع اصلی، حتی جزئیات هم بسیار غمگین بود. مثل توصیف گاومیشایی که آسیب دیده بودن یا مردهای جانبازی که توی اتوبوس بودن و رسول، نوال رو برده بود اونجا تا نوال باور کنه هنوز مردها هستند. ولی خب قلم نویسنده خیلی روون بود و من از خوندنش پشیمون نیستم و پیشنهادش میکنم. فضای کتاب کاملا با رمان پاییز فصل آخر سال است متفاوت بود. این کتاب باز هم یادآوری میکنه که جنگ چه پدیده وحشتناکیه و آسیب های روحی ناشی از جنگ میتونه زندگی ها رو نابود کنه . شخصیت و کاراکتر رسول رو دوست داشتم. مرد صبوری که هم همسر خوبیه و هم یه پدر مهربون. ولی روزگار باهاش مهربون نیست. نوال رو درک نمیکنم مخصوصا با تصمیم آخرش. ولی جنگ‌زدگی رو هم درک نکردم پس نمیتونم نوال رو بفهمم و قضاوتش کنم. ‌
در 6 روز پیش توسط k.m...ani
عالیه
در 1 هفته پیش توسط mat...367
خیییلی کتاب خوبی پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش
در 2 هفته پیش توسط zeinab kheradmand
وقتی مادر باشی و این کتاب رو بخونی، تازه بعد از سی و چند سال میفهمی ۸ سال جنگ یعنی چی و چی به سر مردم جنوب اومده. میفهمی جنگ فقط همون۸ سال نبوده و میفهمی مادر بودن فقط در حق بچه‌هات نیست؛ در حق همه این آب و خاکه
در 4 هفته پیش توسط الناز باقری
گرچه نقدهای زیادی وارده ولی همین که اینقدر زیاد درگیرم کرد نمی تونم کمتر از ۴ امتیاز بدهم. نمونه کتاب را که خواندم برای خرید کتاب بی قرار شدم و برخلاف اغلب رمان های فارسی یک نفس خواندم.
در 4 هفته پیش توسط زینت شیری