کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

روح گریان من: داستان واقعی یک جاسوس زن کره‌ای

نسخه الکترونیک کتاب روح گریان من: داستان واقعی یک جاسوس زن کره‌ای به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

🔶🔸 با وارد کردن کد تخفیف chelle می‌توانید این کتاب را با 40٪ تخفیف خریداری کنید. 🔸🔶
در اتاق انتظار کثیف و تاریک متهمان نشسته بودم، نفسم بالا نمی‌آمد و منتظر اعلام مجازاتم بودم. آن بیرون و در سالنی که به دادگاه ختم می‌شد اجتماعی خشمگین پشت در موج می‌زد و من یک آن ترسیدم که نکند در را بشکنند. صدایشان مانند غرشی سهمگین برمی‌خاست و انگار دشنام‌هایشان تمام ساختمان را می‌لرزاند.
قاتل، قاتل، قاتل...
مُشتم را گره کردم و دیدم تمام بدنم می‌لرزد. داشتند به خاطر من داد می‌زدند. داشتند بر سر من داد می‌زدند.
همان حین که با شنیدن جیغ و فریادهایشان لرزه به تنم افتاده بود یاد محاکمه خائنان در دادگاه‌های خلق افتادم که بلافاصله بعد از آزادی کره از سلطه ژاپن برپا شده بودند و در مدرسه درباره‌اش خوانده بودیم. حالا می‌توانستم بفهمم آن دادگاه‌ها چقدر برای آن آدم‌ها ترسناک بوده است. با این‌که آدم‌های دیگری هم در اتاق بودند، از جمله یک پزشک، یک پرستار و سه مأمور ویژه که یک سال تمام با من زندگی کرده بودند، هرگز این‌قدر خودم را تنها ندیده بودم. احساس نزدیکی من به این آدم‌ها یا آن‌ها به من اصلاً اهمیتی نداشت؛ من بودم که باید مجازات می‌شدم نه آن‌ها. چقدر آن لحظه به بی‌گناهی و آینده‌شان غبطه خوردم و بعد درد ماتم در تمام جانم تیر کشید.
سعی کردم آیات آرامش‌بخشی از انجیل را که کشیش قبلاً برایم نوشته بود به یاد بیاورم ولی وقتی در باز شد و چهار افسر پلیس با لباس فرم آهارکشیده و نشان‌های برّاق آمدند تا من را تا دادگاه همراهی کنند، رشته افکارم از هم گسیخت.

  • دسته بندی: زندگی‌نامه ، رمان خارجی
  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 1.42 مگابایت - تعداد صفحات : ۲۳۹ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب روح گریان من: داستان واقعی یک جاسوس زن کره‌ای در فیدیبو

۲۵،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۵،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

کتاب بسیار جذاب و دوست‌داشتنی که واقعا ارزش خوندن داره و نمی‌تونین زمین بذاریدش. خاطرات عجیب و تا حدی آشنا از یک جاسوس کره شمالی که بعد از سالها و گذروندن ماجراهای تلخ متوجه میشه قربانی یک فریب ملی شده. به شدت توصیه میشه مخصوصا به علاقه‌مندان سیاست و اجتماع.
در 1 هفته پیش توسط sae...004
این کتاب یکی از فرق العاده ترین کتاب هایی بود که خوندم،،، بسیار جذاب،،، راجب زندگی عجیب غریب کره شمالی تا احساساتی که من قتل ١١٥ نفر به یک جاسوس دست داده و البته تاثیر شستشوی مغزی اآدم ها که باعث میشه تو بهترین شرایط هم نشه چیزایی دید،،، حتما پیشنهاد میشه
در 2 هفته پیش توسط فرشاد قنبري
جریان داستان ترغیب کننده هست خیلی خوب شروع میکند خیلی خوب توضیح میدهد بدون هیچ توضیح خسته کننده اضافه خیلی خوب نقش پردازی کرده گاهی احساس میکنی جزئیاتی از داستان را نفهمیدی ولی در روند داستان هیچ مشکلی پیش نمیاد و چیزی رو از دست نمیدی اینقدر جذاب بود ک دوروزه تمومش کردم شاید برای کتابخونهای حرفه ای مثل شما این زمان زیادی باشه پیشنهاد میکنم بخونید ... روند داستان غیرقابل پیش بینی هست تااخرای داستان وخیلی خوب مطالب بهم لینک شدن درفصل های مختلف ... نویسنده خیلی خوب توضیح داده نمیدونم واقعا داستانش واقعیست یا تخیلا واقعی :/ چند نکته ای ک خیلی جالب بود برام اینکه چطور خشم میتواند انسان را از موقعیت خوبی ک نصیبش میشود خارج کند و بنظر من اگر مایومی (اوک هوآ ، هیون هی اسامی دیگه ی شخصیت اصلی داستان )خشمش را کنترل میکرد شاید لو نمیرفت البته من الان ک این نظر رو مینویسم فصل دوازدهمم و ۱۸فصله و نمیدونم خودش به این مسئله بعدا اشاره میکنه یانه ... ولی از یک مامور ویژه انتظار میره ک بتونه اینکارو کنه چندی پیش کتاب حیفارو خوندم ک یک مامور جاسوس اسرائیلی بود او بخوبی از نظر روانی میتونست رو خودش کنترل داشته باشه و زیر شکنجه ها حتی بسیار ارام بود واین خیلی به ذهن نزدیک تره تااینکه در یک بازجویی ساده مامور کارکشته ای چون هیون هی وا بدهد! و البته هیچ بعید هم نبود چون در داستان متوجه میشید ک کره شمالی حتی نتونسته یک نقشه ی درست حسابی برای برون مرزی طراحی کند و همین ضعف اطلاعاتی شون رو نشون میده و دانششون در تربیت یک مامور جاسوس ... توجه به معنویت و نیاز هرانسان به معنویت در بزنگاه های زندگی رو در این داستان یک سوسیالیست مطرح میکنه و میگه ک چطور احساس نیاز به ارتباط گیری با موجودی میکنه ک تاحالا نمیشناخته وازهمه مهم تر متانتی ک مقابل اسلام پیدا میکرده دروجودش برخلافی ک همیشه توهین میکرده یا دوست داشته توهین کنه به هنگام مشاهده ی دین دارها چطور در بزنگاه زندگیش از اینکه به نماز خواندن یک فرد نگاه میکرده تقوارو میدیده و ارامشی ک در درونش بهش همچین حسی نمیداده ک توهین کنه و این از ناخوداگاه نویسنده قابل برداشته و ناگفته های داستان هست بنظر من ... ترجمه ی روان خوبی داشت احساس نکردم ک میشد جور بهتری هم داستانش پیش بره گاها این احساس در بعضی رمان های خارجی بهم دست داده ولی این یکی همچین حسی نداشتم و کاملا از داستان و روندش راضی بودم ... حرف های زیادی به ذهنم میرسه ک بگم و از سر ذوقی هست ک داستان برام بوجود اورده شاید ... اما به قول هیون هی ترجیح میدم فروتنی و خویشتن داری خودم رو در مقابل این سر ذوق امدن حفظ کنم ;) نکته ی دیگه و اخرین نکته ی قابل توجه اشاره ی نویسنده به قالیچه ی ایرانی برای نماز بود ک پرستار پهن کرده بود ... این نکته نشون میده ک چطور فرهنگ ایرانی و صنایع دستی و محصولات ایرانی خوب و دسته اول میتونن طراز یک دنیا رو بدست بیارن به طوری ک بردن نامشون درکتاب ها به عنوان بخش قابل توجه یک کتاب قرار بگیره و بخشی از صحنه پردازی ها بشه واین خیلی مهمه ... به امید اینکه روزی هممون به نوبه ی خودمون تلاش کنیم تا فرهنگ و محصولات بومی مون به دنیا صادر بشه طوری ک بخاطر نیازشون مجبور باشن بخرن و نتونن تحریم کنن واین در گرو کیفیت کالای ماست ... بعد خوندن این داستان به ایرانی بودن و تدین داشتن خودتون افتخار خواهید کرد بشرطی ک غیرت و هویت خودتون رو داشته باشید
در 2 هفته پیش توسط محمد احمدپور
عالی بود
در 2 هفته پیش توسط kam...ish
واقعا متاسفم برای کسایی که زندگی در ایران رو با زندگی در کره شمالی مقایسه کردن...اگر کمترین شباهتی بین این دو کشور وجود داشت الان بخاطر این کامنت اعدام شده بودی و خانوادت هم تو اردواگاه کار اجباری داشتن عرق میریختن داداش...!!!
در 2 هفته پیش توسط kam...ish