در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

۸,۴۰۰ تومان
5.20 $

درباره کتاب

بیچارگان، رمانی کوتاه در قالب مکاتبه، در زمستان ۴۵-۱۸۴۴ نوشته و بازنویسی شد. در ماه مه داستایفسکی نشخه دستنویس رمان را به گریگاروویچ به امانت داد. گریگاروویچ دستنویس را نزد دوستش نکراسوف برد. هر رو باهم شروع به خواندن دستنویس کردند و سپیده‌دم آن را به پایان رساندند و ساعت ۴ صبح رفتند داستایفسکی را بیدار کردند و برای شاهکاری که آفریده بود به او تبریک گفتند. نکراسوف آن را با این خبر که «گوگول تازه‌ای ظهور کرده است» نزد بلینسکی برد و آن منتقد مشهور پس از لحظه‌ای تردید بر حکم نکراسوف مهر تایید زد. روز بعد بلینسکی با دیدار داستایفسکی فریاد زد: «جوان، هیچ می‌دانی چه نوشته‌ای؟.. تو با بیست سال سن ممکن نیست خودت بدانی.» داستایفسکی سی‌سال بعد این صحنه را «شعف‌انگیزترین لحظه حیاتش» خواند.

نظرات کاربران

من نمیدونم چرا، ولی این تنها کتاب از داستایوفسکی بود که نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. به نظرم از اواسط کتاب به بعد خیلی خسته کننده شد، اما نباید از ترجمه خوب جناب دیهمی به سادگی گذشت
در 2 هفته پیش توسط ندا
خوب بود.
در 1 ماه پیش توسط زینب رودباری