در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

۶,۰۰۰ تومان
4.00 $

درباره کتاب

شا می­کشند سازهای زهی
وَ صبحِ دَمان را
مانند باران ز لب بر زمین می­ریزند
بلوطِ خوب­رویان
تقریر بنفشه
گرداگرد رنگین­کمان می­چرخانند و دوباره بر شاه نشین می­ریزند
اندکی بمان
ما به سینه تو محتاجیم
که خروس خوان حزین یاران
از انتهای یال پروانه­ها
شکست خوردیم
وَ آن­ها
از پلک­های­شان بر خاک مرطوب
برای ما ماه غمگین می­ریزند

از گوشه ابرویت هزار لاله برآید اگر
سرجوخه آواز می­خواند و
قدم می­زد.
ایستاد.
زنی که قرار بود تیربارانش کنند
ماه­تابی بود که بر کلاله شرمگین می­ریزند
سرجوخه فریاد کشید: جوخه! آماده برای شلیک/ سروِ کنار زن/ هدف [سربازها، تفنگ­های شان را به سروِکنار زن نشانه رفتند]
آتش. صدا/ سکوت/ غبارگوگرد/ آتش­فشانی ازآسمان سبزآگین می­ریزند

نظرات کاربران