در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.
رایگان
free

درباره کتاب

مریم کوچولو گفت: چرا کلاغ‌جون؟ چرا از این آسمون دلت گرفته؟ چرا دیگه قارقار نمی‌کنی؟ هیچکی رو خبردار و صدا نمی‌کنی؟
کلاغ پر سیاه گفت: چرا بخونم؟ دلم هوای تمیز می‌خواد. خودم سیاه، بالم سیاه. آسمون هم پر شده از دود سیاه. چی‌کار کنم. قارقار من برای ابرای سفید آسمون می‌آد، دود سیاه قارقار من‌ رو نمی‌خواد. تازه همش همین نیست. جوجه‌های قشنگ من، تو این ابرا دیده نمی‌شن. گم می‌شن.
مریم کوچولو غصه‌اش گرفت. به دودای سیاه، بلند گفت: چرا نمی‌رید از این‌جا؟ هیچکی شماها رو نمی‌خواد.
دودهای سیاه خندیدند. انگار اصلا صدای مریم رو نشنیدند.

نظرات کاربران

فاطمه اسدلهی خیلی داستان خوبی بود
در 2 هفته پیش توسط payam asadollahi
عالیه بیشترکتاب کودکانه بگذارید ممنون میشم
در 1 ماه پیش توسط fak...an4
عالی
در 3 ماه پیش توسط هستی صنعتیان
عالی
در 3 ماه پیش توسط هستی صنعتیان
عالی خیلی خوبه
در 5 ماه پیش توسط rez...360