کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

آخرین رویای فروغ

نسخه الکترونیک کتاب آخرین رویای فروغ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

گفت مرد تعریف می کند که یک سال پیش یک روز عصر با پسرش می ایند آنجا و توی ساحل می نشینند، شاید همان اطراف، نزدیک جایی که امیر و دوستانش نشسته بودند. آن وقت مرد به سرش می زند که با پسرش بروند توی آب. لباس هایشان را درمی آورند و می زنند به آب. همانطور که دست همدیگر را گرفته بودند چند متری جلو می روند. فکر می کردند حتا تا چند متر جلوتر هم همانطور کم عمق است. به خاطر همین دست همدیگر را رها می کنند و می روند جلوتر. همه چیز تا چند دقیقه خیلی خوب بوده. تا اینکه مرد یکدفه می بیند پسرش نیست. غیب شده بود. ظرف مدت خیلی کوتاهی ناپدید شده بود.

  • دسته بندی: رمان ایرانی ، ادبیات
  • ناشر: نشر چشمه - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 0.99 مگابایت - تعداد صفحات : ۱۶۰ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب آخرین رویای فروغ در فیدیبو

۲۵،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۵،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۴۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

ذهنم رو خیلی درگیر کرد و دوسش داشتم....حس داشت و تصاویر زنده و عمیقی درونش بود! داستانش به زندگی خیلی از ماها شبیهه
در 2 هفته پیش توسط m.k...r71
امیدوارم خوب باشه
در 2 ماه پیش توسط ناهید ع
این کتاب قراره طی یک برنامه کتابخوانی دسته جمعی خوانده شود. اگه علاقه دارید به صفحه اینستاگرام yaldarta برید و همراه باشید🌻
در 2 ماه پیش توسط nil...ari
🌸بریده ای از کتاب🌸 📔بعضی وقت ها دوری آدم ها رو به هم نزدیک تر می کنه.📔
در 3 ماه پیش توسط امیرحسین آل عوض
رمان "آخرین رویای فروغ" داستان زنی است که برای دیدن عشق دوران جوانی‌اش به شهری در شمال می‌رود. بیماری او، که در آنجا وخیم‌تر هم شده، باعث می‌شود تا خانواده‌اش شبی در آن‌جا دور او جمع شوند. مردی که سال‌ها پیش عاشق او بوده نیز به همراه دخترش در آن شب به آن‌ها ملحق می‌شود.
در 3 ماه پیش توسط امیرحسین آل عوض