در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

۵,۴۰۰ تومان
3.70 $

درباره کتاب

دقیقا دو سال و بیست و چهار روز بود که تنها زندگی می‌کردم. در خانه‌ای که مال خودم بود. نصف پول خریدش را پدرم داده بود تا با خیال راحت برود و بعد از یک سالی که از سکته قلبی مادرم می‌گذشت ازدواج کند. نصف دیگر پول خانه هم از پس‌انداز و قرض و وام بانکی درست شد و من شدم صاحب خانه‌ای نود متری، دو خوابه و نوساز در خیابان چهاردهم ولنجک. وسایل خانه‌ام همان وسایل خانه پدری بود که چون نه پدر آن‌ها را می‌خواست و نه مهناز همه‌اش به من رسید. مبل‌های استیل پشت‌بلند طلاکوب برای آن خانه نود متری زیادی بزرگ و جاگیر بود. دوتا فرش شش متری قهوه‌ای نقش‌ماهی خانه را دلگیر کرد. لوسترها مثل خرطوم ده شاخه فیل از سقف کوتاه خانه آویزان شد و حالت امامزاده‌ها را به خانه داد. شمعدان‌های بلور و پرده‌های کلفت رنگ و رو رفته آپارتمان کوچک را به خانه‌ای ترسناک تبدیل کرد که پیردختری عقده‌ای در آن زندگی می‌کند. زیاد هم غیرواقعی نبود. سی و سه سالم شده بود و هنوز ازدواج نکرده بودم. منی که تمام پسردایی‌ها و پسرعموها و پسرخاله‌ها و پسرعمه‌ها همین که به فکر ازدواج می‌افتادند اول سری به خانه ما می‌زدند سی و سه سالم شده بود، خواهر کوچک‌ترم بچه‌دار هم شده بود، مادرم مرده بود و من هنوز شوهر نکرده بودم. دختری که همه می‌گفتند اصلاً ذره‌ای قشنگی ندارد اما ...

نظرات کاربران

در مجموع خوب بود
در 1 روز پیش توسط mso...i_n
خیلی خیلی خیلی عالیه ????
در 1 هفته پیش توسط han...di2
وقتتونو حروم نکنین بی سر و ته و کلیشه ای
در 3 هفته پیش توسط mar...i82
یک داستان متوسط بود. جذابیت خاصی نداشت و‌اندکی هم موضوعات بی ربط توش بود مثل مطرح کردن اسم امام زمان و چند تا موضوع دیگه که همینطور توی داستان سرگردون بودن
در 1 ماه پیش توسط ذهن زیبا
یه اثر ارزشمند دیگه از خانم کلهر????
در 1 ماه پیش توسط rae...eda