در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

۵,۹۰۰ تومان
6.00 $

درباره کتاب

«پاییز فصل آخر سال است»‌ نوشته نسیم مرعشی( -۱۳۶۲) و برگزیده بخش رمان جایزه جلال آل احمد است.
این رمان برش‌هایی از زندگی سه دختر در آستانه‌ی سی سالگی است. سه دختر که زندگی‌شان از در دوران دانشگاه با هم گره خورده و حالا در حالی که راهشان کاملا از هم جداست، کماکان روی زندگی هم تاثیر می‌گذارند. کتاب «پاییز فصل آخر سال است» دو بخش با عنوان‌های «تابستان» و «پاییز» دارد. هر کدام از این دو بخش شامل سه فصل است که هر فصل از نگاه یکی از شخصیت‌های رمان روایت می‌شود. در بخش اول هر کدام از سه شخصیت چند ساعت از یک روز خاص را روایت می‌کنند و روایت آن‌ها گاهی به هم برخورد می‌کند. بخش دوم سه ماه بعد اتفاق می‌افتد و در آن شخصیت‌ها سه روز متفاوت غیر متوالی را روایت می‌کنند به طوری که روایت داستان به شکلی دایره‌ای درمی‌آید.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
«دنبال تو می‌دویدم. روی سرامیک‌های سرد و سفید سالن. در آن سکوت ترسناکِ هزار‌ساله. هن‌و‌هنِ نفس‌هایم با هر گام بلندتر در گوشم تکرار می‌شد و گلویم را تلخ می‌کرد. بخش پروازهای خارجی آن‌طرف بود. امام نه، مهرآباد بود انگار. و سالن پروازش هی دورتر می‌شد. رسیدم به گیت. پشتت به من بود، اما شناختمت. کت نیلی‌ات تن‌ات بود و چمدان‌به‌دست، منتظر و آرام ایستاده بودی. روشنی سالن به سفیدی می‌زد. فقط نور می‌دیدم و تو را. لکه‌ای نیلی روی سفیدی مطلق. صدایت زدم. راه افتادی و دور شدی. سُر می‌خوردی روی سرامیک‌های سالن. دویدم.
دستم را دراز کردم و دستت را گرفتم. برگشتی. دستت توی دستم ماند و هواپیما پرید».

نظرات کاربران

داستان در ادامه ی تضعیف زن هاست و احساساتی بودنشون رو منفی و بر علیه خودشون نشون میده. و در ناخود آگاه خوانندگان که احتمالا بیشتر خانم و دخترخانم هستن داره این تاکید رو میکنه که اگر مردی کنارتون نباشه و شمارو ترجیح بده به چیز دیگه شما کاملا حق دارید تمام زندگی تونو حروم نبودن اون کنید. این مسله واقعا تاسف بر انگیزه و ای کاش از یه زاویه دیگه وارد میشدن به موضوع و علت غم و اندوه مفرط در داستانشون رو لااقل چیز دیگه ای مطرح میکردن. با امید موفقیت های بیشتر برای نویسنده
در 3 روز پیش توسط سارا ايراني
نثر کتاب ساده و روان بود‌ از نظر بنده هر سه شخصیت داستان دچار افسردگی تقریبا شدیدی هستند بخصوص شخصیت شبانه که احتیاج به روانپزشک داره. فضای داستان فوق العاده تلخه و خیلی تلخ هم تمام میشه. هر سه شخصیت داستان خصوصیت هایی قکری شبیه به هم داشتند که باعث میشد خیلی از خواندن خسته شم. مخصوصا چپتر اخر کتاب حوصله ام رو سر برد در کل ولی ارزش یکبار خواندن رو داره. موفق باشید
در 3 هفته پیش توسط roy...765
با هر واژش با هر جملش با هر بندش اشک ریختم و آروم شدم، متن روان قصه‌ی ملموس، تصویرسازی‌های فوق‌العاده بخونیدش حتما
در 4 هفته پیش توسط زرتشت سپیدمان
من دوسش داشتم
در 1 ماه پیش توسط s.a...han
از خوندنش لذت بردم و با شبانه خیلی هم حس بودم خیلی .. :)
در 1 ماه پیش توسط بارآن