روسمرسهولم، ایبسن برای ایجاد تنشِ بین زندگی و مرگ و حال و گذشته، علاوه بر زمینهچینیهایی که با صحنهپردازی و گفتوشنود میکند، از ترفندهای دیگری نیز بهره میگیرد. او تقریباً بیمقدمه، به صورت مبهم و غیرمستقیم، نماد اسب سفید را که بیصدا و بهسرعت در تاریکی میگذرد به میان میکشد. حضور اسب سفید، همانند بئاته، دائماً در روسمرسهولم حس میشود و در پایانِ هر پرده نیز به آن اشاره میشود. چرا؟ این شبح در نمایشنامه یادآور چه مفهومی است؟ در ابتدا عنوان نمایشنامۀ روسمرسهولم، اسبهای سفید بود. ایبسن برای تغییر آن احتمالاً چه دلایلی داشته است؟