کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

در ستایش عشق

نسخه الکترونیک کتاب در ستایش عشق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

کتاب «در ستایش عشق» نوشته آلن بدیو ( -۱۹۳۷) فیلسوف معاصر فرانسوی است.
او به همراه «اسلاوی ژیژک» و «جورجو آگامبن» از مهم‌ترین منتقدان جریان پست‌مدرنیسم محسوب می‌شود، در دیدگاه بدیو مفاهیمی مانند حقیقت، سوژه و هستی از دیدگاه ریاضیات تحلیل و بررسی می‌شود. هم‌چنین دیدگاه‌های سیاسی این نظریه‌پرداز به چپ رادیکال گرایش دارد.
آلن بدیو در این کتاب که حاصل گفت‌وگوی او با نیکولاس ترونگ است که به صراحت نظریات و آرای خود را در باب عشق مطرح می‌کند.
او در کتاب با شور و حرارت هرچه‌تمام‌تر به دفاع از عشق پرداخته است و برای اثبات دیدگاه خود از آرای کسانی چون «کیر کی‌گور»، «دوبرا»، «لاکان» و«دوبووار» کمک گرفته است.
در مقدمه کتاب «در ستایش عشق» می‌خوانیم:
«هنگامی‌که نیکلاس ترونگ از من دعوت کرد تا در گفتگویی از مجموعه «تئاتر ایده‌ها» که در فستیوال آوینیون ترتیب داده بود شرکت کنم، بی‌درنگ پذیرفتم. به نظر می‌رسید که این گفتگو معجونی دلپذیر و لذیذ از تئاتر، گفتگو، مردم، عشق و فلسفه است. علاوه بر آن، گفتگو قرار بود چهاردهم ژوئیه ۲۰۰۸ برگزار شود و ایده بزرگداشت عشق هیجان‌زده‌ام کرده بود؛ نیرویی همه‌گیر، ویرانگر و جنسی که حدود و شئون اجتماعی را زیر پا می‌گذارد، آن‌هم در زمانه‌ای [روزی] که به‌طور طبیعی معطوف به ارتش، ملت و دولت است.
اکنون اندکی باد به غبغب خود اندازیم: نیکلاس سؤالات را مطرح کرد و من نقش مبهم و دوپهلوی فیلسوف عشق را اجرا کردم. ما با هم خوب کار کردیم و این نوعی موفقیت محسوب می‌شد. هیچ تردیدی در کار نیست: به هدف زدیم.
متنی که پیش رو دارید شرح گفته‌های آن روز ماست. متن ضرب‌آهنگ خودانگیخته و وضوح و سرزندگی را حفظ کرده است، لیکن بی‌نقص‌تر و صریح‌تر است. باور دارم که متن از ابتدا تا به انتها همان چیزی است که ادعا می‌کند: ستایش عشق، سروده فیلسوفی که مانند افلاطون و به نقل از او چنین می‌اندیشد: «کسی که از عشق شروع نکند، هیچ‌گاه پی به ماهیت فلسفه نخواهد برد.» لذا در این‌جا آلن بدیو، فیلسوف عشق، با نیکلاس ترونگ، فیلسوف و مستنطقی حکیم و البته عاشق، دست و پنجه نرم می‌کند».

دانلود کتاب در ستایش عشق در فیدیبو

۲۵،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۵،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

از متن کتاب دال بر اهمیت مطالعه آن : وقتی بسیار جوان بودم با خواندن قطعه ای در کتاب جنس دوم سیمون #دوبووار بسیار متاثر و در واقع مشمئز شدم. او در این قطعه توصیف می کند که مرد پس از اتمام رابطه جنسی، بدن زن را تخت و بی حالت و شل و ول احساس می کند و به موازات آن زن احساس می کند که بدن مرد، غیر از #آلت جنسی، به طور کامل فاقد جذابیت است و حتی اندکی نیز مضحک. وودویل یا لودِگی نمایشی با استفادهٔ مداوم از افکار مشابه، ما را به خنده وا میدارد. میل بشر میل به امر طنز آلود، شکم بر آمده و آلت جنسی ناتوان است، و عجوزه ی بی دندان با سینه های آویزان، آینده ای است که چشم براه تمام آن زیبایی است. نرمی و لطافت عشق آن هنگام که در میان بازوان دیگری به خواب رفته اید چون ردای نوح است که بر روی این افکار ناخوشایند انداخته شده است. اما لکان درست عکس این فکر می کند. از نظر #لکان عشق به امر هستی شناختی تمسک می جوید. در حالی که میل همواره به امر فتیش گرایانه، توجه خود را بر اجزای خاصی از دیگری همچون سینه ها، کپل ها و آلت جنسی متمرکز می کند، #عشق توجه خود را درست بر هستی دیگری متمرکز می کند، دیگری که کاملاً مسلح به هستی خود به یکباره در زندگی ام، که این چنین در هم شکسته و تغییر شکل یافته، ظهور کرده است.
در 3 ماه پیش توسط امیر هاشمی
"کسى که از عشق شروع نکند،هیچ گاه به ماهیت فلسفه پى نخواهد برد." چه جمله ى عجیبى!چطور همچین مقوله اى که بیشتر فیلسوفا یا بهش بى اعتنا بودن و یا بدبین،میتونه شرط لازم براى پرداختن به فلسفه باشه؟به خاطر این نیست که هر دو در خدمت میلِ به حقیقت هستن؟... کتاب در حقیقت گزارش مصاحبه ترونگ از بدیو هست که راجع به ساختار و چیستى عشق و به شکل پرسش و پاسخ نوشته شده.بدیو اول به دیدگاه هاى رایج به عشق در گذر زمان میپردازه و اونارو به سه دسته تقسیم میکنه: اول دیدگاه شک گرایان هست که عشق رو توهم یا زینتى میدونن که ذهن ما براى پررنگ تر کردن امیال ما و تن دادن ما به اونها میسازه.نمونش نظر جناب شوپنهاوره که عشق رو در واقع ساز و کار ذهن ناخودآگاه براى "میل به حیات" یا تولید مثل میدونست و بس!یا فروید که عشق رو صرفا با غریزه ى جنسى توجیه مى کرد و یا نیچه که عشق رو صورتى از قدرت طلبى انسان میدونست! دیدگاه دوم،دیدگاه رایج جامعه مدرن امروزى هست که به عشق به منزله یک رابطه ى تجارى،امن،بى دردسر و فاقد تعهد و پایبندى نگاه میکنه؛مثال جالبى که بدیو راجع به این دیدگاه میزنه،سایت دوستیابى میتیکس هست که در شعار هاى تبلیغاتیش،وعده ى بدست آوردن عشق بدون دخالت شانس،بدون گرفتار شدن در دام عشق و بدون رنج رو میده. دیدگاه سوم،نوعى دیدگاه شاعرانه و هنرى با نمایش احساسات افراط گونست که به شدت شمایل ایده آلیستى و غیر واقعى و غیرکاربردى از عشق رو ارائه میده.همون نمایى که تو خیلى از رمان ها،ترانه ها و فیلم ها میشه مشاهده کرد مخصوصا،آثار دوره ى رمانتیسیسم (که نمونه ى بارز اون کتاب "رنج هاى ورتر جوان" از گوته ست) اما دیدگاه خود بدیو به عشق چیه؟ -عشق وقتى پدید مى آید که ما بپذیریم که جهان را نه از منظر "این همانى"،که از منظر "تفاوت" تجربه کنیم. خوب حالا این یعنى چى؟ احتمالا شنیدید و قبول هم دارید که هر کس،با بینش و منظر منحصر به فردى-از منظر "این همانى"- به جهان اطراف نگاه میکنه و اون رو به شیوه ى خاص خودش درک میکنه.در واقع حقیقت واحدى از جهان وجود نداره یا بهتره بگیم به تعداد آدما،حقیقت وجود داره.این جورى تصور کنید که هرشخص روى کره ى زمین،عینکى با رنگ منحصر به فرد به چشمش زده و با اون به دور و برش نگاه میکنه. خب،حالا فرض کنید که دوتا ازین آدما با عینک مخصوصشون به هم میرسن،از خودشون،زندگیشون و سلایق و احساساتشون براى هم میگن و براى مدت کوتاهى عینک هاشون رو به هم قرض میدن.آلن بدیو این لحظه رو،لحظه ى برخورد یا مواجهه میدونه و معتقده که شانس همیشه در وقوع این لحظه دخیله؛لحظه اى که فرد متوجه منظر "تفاوت" میشه و تصمیم میگیره که ازین لحظه به بعد،از دیدگاه "خود"خواهانه اش دست بکشه و جهان خودش رو بر مبناى "دگر"خواهى و از منظر تفاوت،دوباره از نو بسازه. پرسشى که پیش میاد اینه که همچین چیزى چرا باید بتونه عشق رو به وجود بیاره؟جوابش سادست:ما ذاتاً حقیقت رو دوست داریم و براى رسیدن بهش هرکارى میکنیم.و عشق این فرصتو به میده که بتونیم به حقیقتى کاملا جدید و شاید مطلوب تر و کاملترى از دنیا دست پیدا کنیم. حقیقت اینه که اکثر آثارى که به عشق میپردازن،صرفا لحظه ى مواجهه رو به تصویر میکشن و بعد به کلى رهاش میکنن؛گویى که عشق مختص همین لحظه ست و بعد از آن میمیرد.اما ارزش عشق به دوام آن است؛و لحظه ى مواجهه صرفا شروع آن. ما بعد از اینکه تصمیم بر ساختن دنیاى جدیدمان از دریچه ى تفاوت گرفتیم،مى بایست آن را در قالب جمله اى مثل "دوستت دارم" اعلام کنیم و آنجاست که عشق را از پدیده اى شانسى و تصادفى،به امرى ضرورى و عین تقدیر،تبدیل مى کنیم و خود را در این راه متعهد مى کنیم.راهى پر مانع و مخاطره آمیز!در حقیقت عشق چیزى نیست که خودش پابرجا بماند؛براى دوام آن باید کوشید و موانع را پذیرفت. ساختن جهانى جدید آسان نخواهد بود. بدیو بعد از تعریف عشق،به سراغ رابطه ى عشق و سیاست مى رود.بدیو پیرو مارکسیسم است و به شکل عجیب و غیر واقعى سعى میکند فرایند عشق را در سیاست همانند سازى کند.او مى گوید همانطور که در عشق،دو نفر سعى میکنند تا از دریچه ى تفاوت،جهان خود را بسازند،مردم طرفدار یک حزب هم همین رویه را در پیش میگیرند.بعد به سراغ عشق از دیدگاه مسیحیت میرود و هشدار مى دهد که در دام عشق الهى و والا گرفتار نشوید و عشق را از آسمان به زمین برگردانید.آنها عشق را آنقدر بالا میبرند تا به شما القا کنند که شما لایق عشق والا نیستید،مگر آنکه با ایمان و تسلیم در برابر خدا آن را ثابت کنید.در حالى که تسلیم و رفتار منفعلانه،با عشق در تضاد است. بعد به رابطه ى عشق و هنر،از جمله هنر سوررئال و تئاتر میپردازد و مثال هایى از چند نمایشنامه مطرح در باب عشق مد نظر بدیو،بررسی میشود.ولى جالب است که اواسط این بخش دوباره بحث سیاست به پیش کشیده میشود،مارکسیسم تشویق شده و نظام سرمایه دارى کوبیده میشود. این کتاب واقعا واسم چالش برانگیز بود.تقریبا سه بار کتاب رو خوندم-به علاوه یه سرى مطالعات جانبى- تا دقیق بفهمم که چى به چیه،اونم به چند دلیل:اول ترجمه ى نامطلوبشه؛من نمیفهمم چرا یه سرى مترجما فک میکنن اگه از کلمات غیر کاربردى و پرتکلف عربى تو ترجمه استفاده کنن یعنى کارشون خیلى درسته؟نکنید اینکارو!مورد بعدى اینه که خوندن این کتاب به مقدارى پیش زمینه مطالعاتى در زمینه فلسفه و هنر و سیاست نیاز داره که من نداشتم.مورد سوم هم اینه که توضیحات آلن بدیو بعضى جاها خیلى کمه و انگار که شتابزده از روى موضوعات میگذره.در کل نیمه ى اول کتاب فوق العاده برام ارزشمند بود اما نیمه ى دوم نه چندان...
در 3 ماه پیش توسط soheil
گرون
در 2 سال پیش توسط meh....43