محبوبم کلمنتاین با هر معیاری از بهترینهای جان فورد است. داستان اسطورهایِ جدالِ وایات ارپ و داک هالیدی افسانهای با خانواده کلانتون در ناحیهای بهنام اوکیکورال، بهجای آنکه وسترنی استیلیزه با موقعیتهای تیپیک، پر از زدوخورد و سرشار از تعلیق و هیجان از آب دربیاید، در دستِ فورد به فیلم شاعرانه جمعوجوری بدل شده که عملاً در آن چندان اتفاق مهمی نمیافتد؛ گسترش دراماتیک داستان محدود است و از لحن حماسیِ خبری نیست. آنچه این مصالح کمدراماتیک را به یک شاهکار بدل میکند، پرداخت واقعگرایانه فورد، غنای بصریِ تصاویر، و از همه مهمتر جلوه شگفتانگیزِ بازی بازیگران است.
کارگردانی فورد را میتوان به داستاننویسیِ همینگوی تشبیه کرد. نمیفهمیم چگونه، ولی او موفق میشود به موقعیتهایِ پیشپاافتاده روحی متافیزیکی بدمد.