در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

۱۱,۰۰۰ تومان
6.50 $

درباره کتاب

همان‌جا ایستاده بود که ناگهان متوجه غوغا و جنجالی شد که کنار حصار مرتع به راه افتاده بود. ابتدا آن جنجال چندان توجهش را جلب نکرد، اما بعد نسیم چیزی به گوشش رساند و ناگهان به خودش آمد. با این‌که با گذر سالیان دیدش به نحوی آزاردهنده ضعیف شده بود، قدرت شنوایی‌اش هنوز کاملاً بی‌عیب و نقص باقی مانده بود، و بعد در ملغمه فریادهای برآمده از دل آن جمع در کنار حصار، صدای بیئتریس را که از ناراحتی اوج گرفته بود شنید.
دیگران هم دست از کار کشیده و برگشته و خیره مانده بودند. اکسل سراسیمه خودش را به میان آن‌ها رساند و در راه به‌زحمت و با فاصله‌ای اندک از برخوردش با بچه‌های پراکنده در محیط و اشیای پیش پا حذر کرد. اما پیش از آن‌که به آن جمع کوچک و درهم فشرده برسد، جمع ناگهان پراکنده شد و بیئتریس که دودستی چیزی را به سینه‌اش فشرده بود از دل ازدحام بیرون آمد.

نظرات کاربران

موضوع داستان جذاب و عمیقه اما حدود یک‌سوم توضیحات اضافه‌س. به هر حال ارزش خوندن داره
در 3 هفته پیش توسط آرمین اسدزاد
ازش خوشم اومد. اولش ریتمش یکم کنده ولی اگه یکم صبر کنید و جلو برید دیگه نمیشه رهاش کرد
در 12 ماه پیش توسط maryam rg
چه قدر عالی و خواندنی! چه قدر روان و در عین حال پرمغز پر معنا و چه پایان غم انگیزی! پر از مسایل حل نشده انسان و تناقضات هر روزه زندگی!
در 2 سال پیش توسط mar...ri1