در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

۷,۰۰۰ تومان
4.50 $

درباره کتاب

نادر ابراهیمی در «یک عاشقانه آرام» با بیان داستانی خواندنی از زندگی یک زوج و در لابلای ماجراهای پیش آمده برای آن‌ها، با قلمی زیبا گفت‌وگوهای جذابی را خلق می‌کند که مخاطبش را به فکر وا‌ می‌دارد.
«یک عاشقانه آرام» در واقع روند و مراحل و برنامه ریزی‌های زندگی مبتنی بر عشق دو شخصیت انقلابی و پرشور و حرارت را نشان می‌دهد که یکی اهل گیلان و دیگری از دیار آذربایجان است، این دو با هم آشنا می‌شوند و گیله مرد مبارز و سیاسی را شیفته «عسل» دختر آذری زیبا و سیاسی مسلک می‌کند.
نادر ابراهیمی در این کتاب نیز همچون دیگر آثارش در سینما، تلویزیون، شعر و ادبیات، تلفیقی از نگاه فلسفی و ذوق ادبی را با استفاده از تجربیات مختلفی که در عرصه‌های مختلف داشته،‌ کنار هم گذاشته است.
او با نشان دادن رابطه‌ای متفاوت میان یک زوج، به دنبال بیان این موضوع بوده است که بزرگترین دشمن عشق، رخوت و عادت است و برای حفظ یک رابطه عاشقانه باید با این دو مبارزه کرد.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
«مدت‌هاست که می‌دانم؛ عشق زمانی به خاطرات مجرد تبدیل نمی‌شود که عشق باقی مانده باشد. فاصله، زمانی ارتفاع صدا را معیّن می‌کند که صدا صدای درد، صدای خشم، صدای حس به خطرافتادن چیزی عزیز نباشد. بگو... یک بار دیگر داستان آن زن و مرد را بگو تا با هم بشنویم؛ کُند و آهسته بگو تا کُند و آهسته بشنویم... بگو!
گیله‌مرد، خوابگردانه آغاز کرد: زمانی زنی را می‌شناختم که پیوسته به مردش می‌گفت: «تو تمام خاطراتِ مشترکمان را از یاد برده‌ای. تو حتی از آن روزهای خوش سال‌های اول هم هیچ خاطره‌ای نداری. زندگی روزمره، حافظه‌ی تو را تسطیح کرده است. تو قدرت تخیلت را به قدرت تامین آتیه تبدیل کرده‌ای، البته آتیه‌ای که خاطرات خوش مشترک‌مان، در آن کمترین جایی ندارد... تو، مرا، حذف کرده‌ای... حذف...» و مرد صبورانه و مهربان جواب می‌داد: «نه... به خدا نه... من با خود تو زندگی می‌کنم نه با خاطرات تو... من تو را به عینه همین‌طور که روبروی من ایستاده‌ای یا پای شیرآب ظرف می‌شویی یا برنج را دَم می‌کنی یا سیب‌زمینی پوست می‌کنی یا لباس تازه‌ات را اندازه می‌کنی عاشقم نه آنطور که آن‌وقت‌ها بودی. من تو را عاشقم نه خاطراتت را، و تو چون مرا دوست نداری، به آن یک مشت خاطره- سنگواره‌های تکّه‌تکّه- آویخته‌ای...».

نظرات کاربران

توصیف ها دقیق و شاعرانه بودند شیفته ستایش روزمرگی ام که استاد یه جوری خواستنی بیانش میکنه . به نظرم نویسنده واقعا تونسته معنای زندگیشو پیدا کنه کاری که از کمتر کسی دیدم یا شنیدم
در 3 هفته پیش توسط laila
میشه تو این کتاب ساعت ها غرق شد و رقصید،میشه سال ها خوندشو لذت برد ، به قول نادر ابراهیمی عزیز عشق مانند نسیم اول صبح است،این کتاب هم نسیم اول صبح است،پیشنهاد میکنم بخونید
در 2 ماه پیش توسط mr....n97
چرا انقدر تعبیرها توسط نویسنده کش داده شده؟ نمیدونم، هرچیز قشنگی از حد خودش بیشتر بشه، دل رو میزنه.
در 6 ماه پیش توسط مصطفی .م
چرا همه ی رمانا پولیه؟؟ اصلا نمیشه اینجوری پول داد واسه‌کتاب وقتی‌نمیتونی ببینی خوشت میاد یا نه????
در 10 ماه پیش توسط sh.....nm
جالب نبود مخصوصا تعبیر ها
در 12 ماه پیش توسط say...rys