در صورتی که از فیدیبو کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا را کلیک کنید.

۱۳,۰۰۰ تومان
7.50 $

درباره کتاب

مهرداد دانه‌های تسبیح را یکی یکی از روی زمین جمع کرد. مانتوی خورشید را برداشت و کمکش کرد تا آن را بپوشد.
مانتوی پاره جگرش را سوزاند و دلش را به درد آورد بی‌اختیار از خود، لحظه ای ایستاد و نفس عمیقی کشید و ناگهان سرش را محکم به دیوار کوبید. خون از پیشانی‌اش راه گرفت. هق هق گریه‌های مهرداد با هق هق خورشید در آمیخت.

نظرات کاربران

در یک کلام، مزخرف، با این رمان فارسی ها اعتبار فیدیبو رو پایین نیارین
در 3 هفته پیش توسط mah...aji
عالیه توصیه میکنم حتما بخونین
در 2 ماه پیش توسط mah...k73
من کتاب همخونه روهم خوندم این یکی بیشتر به دلم نشست ولی چندتا ایراد داشت ١: کسری تو کتاب مثل جن میمونه و همه جا هست ٢: خورشید با این که میبینه سحر دختر خوبی نیست بازم دلش میخواد زن داداشش بشه ٣: دعاهای حسام اصلا فایده نداشت ۴: جوری از کسری تعریف کرده که خواننده فکر میکنه همه چیز تمومه و...
در 6 ماه پیش توسط مسعود الموری
خوب بود. کشش کتاب خوبه ولی من همخونه رو بیشتر دوست داشتم
در 7 ماه پیش توسط far....fh
در یک کلام فوق العاده .
در 10 ماه پیش توسط نیما جابری