فیدیبو نماینده قانونی انتشارات ناهید و بیش از ۴۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

چرم ساغری

نسخه الکترونیک کتاب چرم ساغری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

بالزاک در کمدی انسانی خود داستان چرم ساغری را زیر عنوان مطالعات فلسفی جای داده است. در واقع این رمان عجیب یک مسئله خاص مسئله زندگی فرد را مطرح می کند. چرم ساغری طلسمی است که گویی زندگی را در خود متراکم ساخته است. همچنان که تلاش فرد برای رسیدن به خواست ها و آرزوهای خود به تدریج نیروهای جسم و جانش را می فرساید و از سرمایه زندگانی اش می کاهد، دارنده طلسم نیز در نیل به کام و آرزوی خود که کافی است فقط بر زبان آید تا برآورده شود شاهد کاهش و انقباض این پاره چرم می گردد تا روزی که پیمانه آرزو پر می شود و با زایل شدن چرم مرگ هم در می رسد.
در این رمان شاید بیش از هر اثر دیگر بالزاک، روح بدبینی نویسنده منعکس گشته است. در سراسر داستان تردید نسبت به همه مظاهر دانش و فعالیت انسانی و تخطئه افکار و عقاید سیاسی و فلسفی به چشم می خورد. بالزاک این اثر را در سال 1831 میلادی نوشته است. ولی بسیاری از مسائلی که او بدان اشاره می کند برای زمان ما تازگی دارد و می تواند آموزنده باشد.

  • دسته بندی: رمان خارجی
  • ناشر: انتشارات ناهید - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 2.62 مگابایت - تعداد صفحات : ۴۱۵ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب چرم ساغری در فیدیبو

۲۴،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۴،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۴۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

میگم چرا توی نمونه کتاب از داستان کتاب چیزی نیست؟؟؟؟؟ چرا فقط مقدمه ی مترجم هست؟
در 2 ماه پیش توسط رسول
داستان جالبی داره
در 9 ماه پیش توسط کیارش
ناتورالیسم می تونه چنان خسته کننده باشه که نتونید یه کتاب رو تا تهش بخونید !
در 3 سال پیش توسط Abo...ari
چرم ساغری از نظر من به جز دو قسمت اول که صحنه ی خودکشی و پایین رفتن از عتیقه فروشی هست که خیلی عالیه دیگه چیز خاصی نیست:وقتی مرگ ساعتش را کوک می کند....رمان عجیب و آشنایی بود...عجیب از جهت تخیلی بودنش و آشنا از جهت حس اضطرابی که را جع به مرگ داریم. مگر می¬شود انسان بود و از مرگ نترسید.هرچقدر هم که زندگی برایت بی معنی شده باشد اما بازهم ارزشمندترین چیزی توی دنیا برایت وجود خواهد داشت همان زنده بودن خودت است. این می¬شود که بقیه چیزها اگر در حوزه¬ تداوم جان "من" باشند ارزشمند می شود. مثل "مادری که از من مواظبت می کند یا معشوقی که چون مرا تایید می کند دوست داشتنی می شود" بگذریم...می گویند خودکشی یک مثلثی دارد که از سه جز تشکیل شده...1) ناامیدی 2) کمال گرایی 3) حل مسئله معیوب. به مورد اول و دوم خیلی کاری ندارم آنچه برایم مهم است.ناامیدی است که کتاب به زیبایی بسطش داده.آن چیزی که بیشتر از همه در رمان چرم ساغری ذهن من را به خودش مشغول کرده توصیف ابتدایی بالزاک از جوانی ناامید است که قصد خودکشی دارد...کتاب را دوهفته ای هست که تمام کرده ام (اهم.. اهم...این جور بچه زرنگی هستیم ما!!!) اما هنوز آن جملات و آن تصویر سازی های ذهنی دارند توی ذهنم می پیچیند...پایین رفتن از پله های قمار خانه برای به باد دادن آخرین سرمایه های زندگی...پیرمردان زبده ای که هر گونه هیجان را در خود کشتند اما بازهم ته دلشان چیزی می گوید: تو نه...تو نباید این جا باشی جوان. یا مثلا پیرمردی که ابتدای در ایستاده و کلاه از سرتان برمیدارد: کلاه تان دیگر به شما تعلق ندارد، همچنان که به خویشتن تعلق ندارید، همه به یکسان به قمار تعلق دارید و وقتی که بیرون می آیید به طرز بیرحمانه ای کلاه تان را پس می دهد که یعنی هنوز هم با شما مهربان بوده و اندکی از سرمایه تان را باقی گذاشته. ..می توانم تصور کنم که انسان به قمارخانه برود، ولی در صورتی که جز آخرین سکه ی طلای خویش حایل دیگری میان خود و مرگ نبیند.این ها همه به خوبی مرا به این سمت سوق داد که این جوان چگونه دنیای اطرافش را میبیند. دنیایی که با او بد تا کرده. از نظر من شاهکار رمان بخشی است که جوان بالای رود سن ایستاده و این ها از ذهنش می گذرند: " طنین سکه هایی را شنید که رییس شهربانی به پاداش بازیافتن جسدش به کرجی بانان می دهد. آری مرده اش پنجاه فرانک می ارزید. ولی اینک که زنده بود فقط مرد با قریحه ایی بود که نه حامی داشت...نه دوست..نه کسی که ریشخندش کند ...نه کسی که او را بستاید...از نظر اجتماعی یک صفر به تمام معنا بود...مرگ در روز روشن به نظرش حقیر آمد. تصمیم گرفت شب هنگام بمیرد تا به این اجتماع که پی به عظمت زندگی او نمیبرد جسدی که قابل شناختن نیست تحویل بدهد"چه چیزی بهتر از عبارت بالا می تواند به بن بست رسیدن و تنفر یک آدم از محیط دور وبرش را نشان بدهید. جالب اینکه همین آدم در ادامه ی داستان چه تلاش هایی که برای حفظ زندگی اش نمی کند!! به شخصه مابقی داستان – یعنی بعد از پیدا شدن چرم- آنقدرها به دلم ننشت. اما امان از بخش اول –قمارخانه و صحنه خودکشی...در طول خواندن داستان این شعر از شمس لنگرودی توی سرم می چرخید به گمانم با فضای داستان خیلی هم خوان است: اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می‌کند /و نام تو را می پرسد/بیا در گوشت بگویم/ همین زندگی نیز/زیبا بودچرم ساغری را بخوانید و از توصیفاتی که بالزاک از فکرهای آدمی که قصد خودکشی دارد، می دهد لذت ببرید!!!
در 4 سال پیش توسط Elh...m
طبق برنامه گتابخورها خواندمش. خوب بالزاک را که دوست داشتم و مطمئنن این کتاب را هم. نگاه اون به زندگی و زوال آن و لذت هایی که شاید باید برد و شاید تنها سر ما را گرم می کنندآن توصیف بازی قمار و بیان بالزاک یکی از بهترین هایی ست که راجع به قمار خوانده م. جاهایی از کتاب حوصله سربر میشد ولی در کل نه آنچنان که آزار دهنده باشد. ماهیت روابط اشرافی گری فرانسه و نگاه انسان به زندگی و خواسته ها و مرگ از دوربین بالزاک را با این کتاب ببینید و لذت ببرید
در 5 سال پیش توسط Hos...ein