۲,۳۰۰ تومان
2.15 $

درباره کتاب

«یک زن بدبخت» آخرین کتابی است که نویسنده­ی آمریکایی، ریچارد براتیگان دو سال پیش از آنکه در مزرعه­اش به دلخواه خود زندگی را ترک کند به پایان رساند، اما آن را منتشر نکرد تا شانزده سال پس از مرگ او که تنها دخترش و وارثش در نیویورک این کتاب را به ناشر سپرد و در سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان آخرین اثر براتیگان منتشر شد.
«یک زن بدبخت» یک سفرنامه­ی داستانی و پیشنهادی در سفرنامه‌نویسی است. زن بدبخت این کتاب که خود را در اتاقش حلق­آویز کرده و براتیگان از بخت بد، ظاهراً مدتی در اتاق او زندگی می‌کرده و ناگزیر در بستر او می‌خوابیده است، در گستره‌ی اثر در حد نشانه­ای از مرگ­خواهی نویسنده و درگیری او با مرگ فراز می‌آید. از سوی دیگر این کتاب «تقویم سفر مردی در طی چند ماه از زندگی اوست» و به این جهت در خط سفر اتفاق می‌افتد و نمایانگر زندگی نویسنده­ای است که در سال‌های آخر زندگانی­اش آمریکا را درمی‌نوردد و حتی گذرش به آلاسکا و هاوایی هم می‌افتد. براتیگان بخش عمده­ای از این کتاب را در رستوران‌ها و کافه­ها و چند فصل پایانی داستان را در مزرعه­اش در مونتانا نوشته است. در فصل پایانی داستان، براتیگان به تأکید به این نکته اشاره دارد که کتاب را فقط یک بار از اول تا آخر خوانده است. ممکن است این امر واقعاً حقیقت داشته باشد. زیرا نویسنده چنانکه خواهید دید در برخی جاها وعده‌هایی به خواننده می‌دهد، اما خلف وعده می‌کند. معلوم نیست این بی­دقتی، نوعی ترفند و بازی با خواننده و جزو طرح داستان است یا از روی بی­انگیزگی و بی­اعتقادی و بی­حوصلگی نویسنده­ در دو سال آخر زندگی­اش روی داده است...

نظرات کاربران

اگر هاوایی در عکس دیده نمی‌شد، هیچ دلیلی هم وجود نداشت که من یک خروس با هم عکس بگیریم. قصد داشتم عکس را قاب بگیرم و در خانه‌ام در مونتانا به دیوار بیاویزم. ....خروس در بغل من آرام بود و خیلی هم اخم آلود. خدایا، خروسه چقدر اخم کرده بود. بعد از پایان عکاسی خروس را گذاشتم روی زمین.او با متانت و در حالی که معلوم بود گیج و گول است با بال‌های فروافتاده راهش را گرفت و رفت.براتیگان رو به‌خاطر همین کارهاش دوست دارم.این کتاب از اون‌هایی بود که اگر فرصتش بود در یک نشست می‌خوندم با اینحال ظرف کمتر از یک نیم روز بین کارهام تمومش کردم. یکی از زیباترین بخش‌های داستان اونجایی است که مثل فیلم وقایع رو به عقب برمی‌گردونه: بعد تلفن آرام، آرام جوری که هرگز آنطور به ارامی زنگ نزده بود، زنگ نمی‌زد تا سرانجام صدای زنگش دیگر به گوش نرسد و بعدها کسی از راه برسد و ...
در 2 سال پیش توسط Ham...d
یک زن بدبخت، چیزی است شبیه اتوبیوگرافی نویسنده (دست کم در مورد دوره‌ای از زندگی او)، با این تفاوت که براتیگان این کار را هم آن طور که مرسوم است انجام نمی‌دهد و شاید به قول خودش سفرنامه-نقشه برای این موضوع عنوان مناسب‌تری باشد.
در 2 سال پیش توسط Mah...ari
احساس می‌کنم این کتاب هزارتوی ناتمامی از پرسش‌های ناتمام است که به آنها پاسخ‌هایی ناتمام ضمیمه شده است.فکر میکنم خودش به نحو خوبی کتابشو معرفی کرده:)و این سفرنامه‌ی داستانی قطعا یک سفرنامه معمولی نیستانگار که دفتر خاطرات ِ دوران بازنشستگیِ براتیگانه!
در 2 سال پیش توسط Fae...eri
.هـمیشه آخرین کسی هـستم که متوجه می شـوم در زندگی ام چه اتفاقی افتاده استاما احساس می کنم همه همینطور باشند و این تصور که آدمی می تواند زندگی اش را درک کند، فقط نوعی توهم جنون آمیز است
در 3 سال پیش توسط Mar...ini
براتیگان در این کتاب بخشی از دل آدم را می خراشد و می برد. با زبان طنزش فاجعه هولناکی را به خورد آدم می دهد که تا مدت ها در ذهن می ماند
در 3 سال پیش توسط ش...ی