کتاب‌خوان فیدیبوک
فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۵۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

اندوه مونالیزا

نسخه الکترونیک کتاب اندوه مونالیزا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب :

دوستی‌ها هر چه قدر هم پایدار، عاقبت جایی بر سر اتفاقی کوچک یا بزرگ به انتها می‌رسد. خب تقصیر را هم نمی‌شود گردن کسی انداخت. حتا گردن تقدیر. شاید هم بشود؛ نمی‌دانم. باید وجدان بی‌طرف بود این طور وقت‌ها. خب زندگی همین است و همین شکلی است. از آن انفجار بیگ بنگ و از ازل بگیر تا... تا به ابد. هیچ چیز و هیچ کس را هم نمی شود تقصیر کار دانست. شاید هم این من هستن که درست فکر نمی‌کنم. شاید مثل فیلم‌های کیمیایی باید یخه‌ی یکی را چسبید، کوبیدش کنج دیوار، چاقو را گذاشت زیر گلویش و فریاد زد: «آی تو بودی، تو ناکس بودی که باعث شدی برن. لامصب، تو بودی که جدایی انداخی بین ما.» اما چه فایده؟ حالا سال هاست که حتا اسم‌های یکدیگر را به زحمت به خاطر می آوریم. نه فقط سهیلا و عباس را خیلی هامان خیلی سال است که این شکلی شده‌ایم. گاهی فکر می‌کنم زندگی چقدر گوشه‌های گنگ و گره‌های کور دارد و با هیچ دندانی هم نمی‌شود این گره‌ها را باز کرد، حتا دندان پلنگ.

  • دسته بندی: داستان ایرانی ، ادبیات
  • ناشر: نشر چشمه - تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل : 1.45 مگابایت - تعداد صفحات : ۱۹۶ صفحه
  • شابک:

دانلود کتاب اندوه مونالیزا در فیدیبو

۲۶،۰۰۰+

| کتاب |

بیش از ۲۶،۰۰۰ کتاب، رمان جدید، پرطرفدار و رایگان را روی اندروید، آیفون و ویندوز دانلود و مطالعه کنید یا هدیه دهید.

۱،۵۰۰،۰۰۰+

| دانلود اپلیکیشن |

با دانلود رایگان اپلیکیشن فیدیبو روی موبایل، تبلت یا رایانه می‌‌توانید کتاب‌ها و مجلات بهترین ناشران ایرانی و بین‌المللی را قانونی بخوانید

۵۰۰+

|ناشر |

با نصب رایگان فیدیبو بر روی موبایل یا تبلت یا رایانه خود و دانلود کتاب از بهترین ناشران ایران، مطالعه را در فضای قانونی تجربه کنید.

نظرات کاربران

اولین کتابی بود که از شاهرخ گیوا میخوندم و امیدوارم زودتر باقی کتابهاش رو هم بخونم.رمان شخصیت پردازی فوق العاده ای داره و زبان هم از برجستگیهای رمانه. از متن که فراتر بریم داستان به شدت من رو تحت تاثیر قرار داد. عمارت به نظر من استعاره ای از ایرانه که دچار افسردگی، زوال و مرگ تدریجی شده. مه و و ابر و دود توسعه تحمیلی و نامتوازن و اختناق همه جا رو پوشونده و تنها . صدایی که به گوش میاد، صدای ماشینهای راهسازیه. ماشینهایی که هویت و روح شهر رو ویران میکنند تا به جاش پلی رو بنا کنند که نهایتا هم نیمه کاره رها میشه. شخصیت اصلی داستان (بهرام)و دایی محمود و و آسیه و حتی نکیسا نماد نسلهای متوالی هستند که نه تنها امید و زندگی که حتی صداشون رو هم از دست دادند. تو یکی از صحنه های داستان، بهرام کلاغی رو میبینه که به سختی راه میره، لنگ و ناتوان و بیماره و توان پریدن هم نداره. کلاغ من رو به یاد خود بهرام انداخت و البته دایی محمود. روایتهای جانبی زیادی تو داستان هست که من رو به فکر انداخت. از جمله روایت دایی محمود و بع بع گوسفندهایی که میخوان دنیا رو عوض کنند. روایت عکس بهرام از روباه و توله اش یا روایت مرگ دایی محمود (به نظر شبیه قتلهای زنجیره ای اومد) و رنگ زرد نرده ها که تو غسالخونه هم پاک نمیشه !فضای داستان هم من رو یاد سگ کشی بهرام بیضایی انداخت.
در 3 سال پیش توسط Meh...ani
نویسنده کتاب شاهرخ گیوا می گوید : " رمان "مونالیزای منتشر" به دوره قاجار و دوره ی پهلوی اول و رمان "اندوه مونالیزا" به دوره پهلوی دوم و اوایل انقلاب می پردازد.توصیفات کتاب جذاب و نابند و شبیه آن ها را جایی ندیده ایم. در بخشی از کتاب آمده : "صندوقچه حافظه را که بگشایم, دیروزها زنده میشود,تاریک ها روشن. قالی پهن می شود روی تخته حوض. ریشه قالی ها باید دورتا دور از لبه حوض آویزان شود.مثل زنی که موهایش ریخته باشد بر پیشانی و تابی ظریف هم درامتداد هر ریشه نهفته باشد."همین چند خط نشان دهنده بیان شیوا و قلم روان نویسنده است.کلیشه در کتاب وجود ندارد, حتی در بخش دوران مربوط به جنگ. حتی در بخش دوران مربوط به انقلاب.کتاب پر است از آدمهایی که می آیند و میروند, دو سه خط با هم حرف می زنند, با راوی حرف می زنند و در همین اشاره ها و صحبت ها شخصیت ها, قوی شکل می گیرند.شخصیت هایی که با هم نمی سازند, فرق دارند اما زیر یک سقف زندگی می کنند,یک عمارت,یک عمارت زیبا که به بهانه عریض کردن خیابان خراب می شود.همراه آن گذشته هم بر سر راوی انگار,خراب می شود. چیزهایی که در پس ذهن پنهان کرده آرام جان می گیرند,خودنمایی می کنند و باعث خشم,شادی و غم راوی می شوند. کتاب نه با داستان خاصی شروع می شود نه با داستان خاصی تمام. تنها روایتی است متفاوت,ناب و قابل ستایش از مردی که یک روز با همه آرزوهایش خداحافظی کرد و هیچ وقت,هیچ کجا,حتی پیش خودش هم گله نکرد. زمان در کتاب به کرات جا به جا میشود و توصیه من است به افرادی که به کتاب های سیال ذهن علاقه مند اند.لحن کتاب هم تلخ است هم شیرین همچون نقش مونالیزا برای داوینچی : نقش اندوه و لبخند.
در 3 سال پیش توسط Eln...ani
اندوه مونالیزا بازگوییِ خاطرات مردی است از خانه‌یِ کودکی‌هایش که محل برگزاری نمایش های روحوضی بوده.پُرست از ترجمان احساسات، نگاه‌ها و به نوشته درآوردن تمامیِ واکنش های آدمیزاد، اطوارها و گویش محلی این سرزمین:از متن:-زیرچشمی نگاهی به من میکنه یعنی ماشالا به این حواس!در زیرِپوست متن گاهی جایِ زخمی قدیمی میبینی که زبان باز کرده.تلخ شیرین، امید و اندوه.
در 4 سال پیش توسط She...ida
کتابی پر از خاطره و غم و شادی از گذشته، که البته بیشتر کتاب را حسرت فرا گرفته و افسوس.تاثیر گذار بود همچنین باید بگم خیلی پُر بود از لایه های زندگی ما ایرانی ها خوب و بد به یک میزان.در کل کتابی هست که پیشنهاد میشه کردش
در 4 سال پیش توسط Mer...ifi